الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
18
ضياء القلوب ( فارسى )
عليه السلام است ، و دليل آنها نصوص و روايات فراوانى است كه مورد تأييد همهء فرقههاى اسلامى است . در مقابل اهل سنت قائلند كه امام پس از پيامبر صلى اللّه عليه و آله ابو بكر بن ابى قحافه است . آنها معترفند كه نصّى بر امامت او نبوده - تا چه رسد مورد اتفاق باشد ! - در عين حال ، دليل بر امامت او را اجماع صحابه مىدانند ، و البته كه معترفند بسيارى از بزرگان صحابه كه در رأس آنها على بن ابى طالب و صديقهء طاهره فاطمهء زهرا سلام اللّه عليهما بوده از بيعت سرپيچى كردهاند . به هر حال با توجه به اهميت اين مسأله نزد هر دو فرقه ، مباحث و منازعات فراوان و ادلهء زيادى بين آنها ردّ و بدل شده است . مسألهاى كه اساس « احتجاج » و « مناظره » را بين اهل سنت و شيعه پديدار نموده است . مناظرات بين علماى اسلامى : مناظرات علمى كه بين مسلمانان رخ داده تاريخش به همان صدر اسلام برمىگردد . در صدر اسلام گروهى از يهوديان و مسيحيان كه خدمت نبى مكرم اسلام صلى اللّه عليه و آله مشرف مىشدند سؤالات مختلف كرده و احتجاج مىنمودند . اين احتجاج در عصر خلفاى ثلاثه نيز ادامه داشت كه بسيارى از آنها به حضرت امير مؤمنان على عليه السلام ارجاع مىشد . پاسخهاى آن حضرت به صاحبان اديان ديگر و كفار مشهور و در كتابهاى مختلف مسطور است . در عصر حضرت باقر و امام صادق عليهما السلام كه شيعيان فرصت بيشترى داشتند ، مباحث مدوّن گشته بعضى از اصحاب ، جهت اين امر تربيت گشتند . افرادى مانند هشام بن حكم و مؤمن الطاق كه در اثبات حقّانيت شيعه سهم مهمى را ايفاء نمودند .